فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 474
هواخواه توام جانا و مي دانم که مي داني ، که هم ناديده مي بيني و هم ننوشته مي خواني ملامتگو چه دريابد ميان عاشق و معشوق ، نبيند چشم نابينا خصوص اسرار پنهاني بيفشان زلف و صوفي را به پابازي و رقص آور ، که از هر رقعه دلقش هزاران بت بيفشاني گشاد کار مشتاقان در آن ابروي دلبند است ، خدا را يک نفس بنشين گره بگشا ز پيشاني ملک در سجده آدم زمين بوس تو نيت کرد ، که در حسن تو لطفي ديد بيش از حد انساني چراغ افروز چشم ما نسيم زلف جانان است ، مباد اين جمع را يا رب غم از باد پريشاني دريغا عيش شبگيري که در خواب سحر بگذشت ، نداني قدر وقت اي دل مگر وقتي که درماني ملول از همرهان بودن طريق کارداني نيست ، بکش دشواري منزل به ياد عهد آساني
خيال چنبر زلفش فريبت مي دهد حافظ
،
نگر تا حلقه اقبال ناممکن نجنباني
تعبیر:
فرصت ها و لحظات زندگی را مفت و مسلم از دست نده تا پشیمان و نادم نشوی. در روزگار راحتی و آسایش به فکر آینده و دوران سختی باش و عاقبت اندیشی کن. دیده ای حقیقت بین و آگاه لازم است تا ناگهان دچار لغزش و اشتباه نشوی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 352
روزگاري شد که در ميخانه خدمت مي کنم ، در لباس فقر کار اهل دولت مي کنم تا کي اندر دام وصل آرم تذروي خوش خرام ، در کمينم و انتظار وقت فرصت مي کنم واعظ ما بوي حق نشنيد بشنو کاين سخن ، در حضورش نيز مي گويم نه غيبت مي کنم با صبا افتان و خيزان مي روم تا کوي دوست ، و از رفيقان ره استمداد همت مي کنم خاک کويت زحمت ما برنتابد بيش از اين ، لطف ها کردي بتا تخفيف زحمت مي کنم زلف دلبر دام راه و غمزه اش تير بلاست ، ياد دار اي دل که چندينت نصيحت مي کنم ديده بدبين بپوشان اي کريم عيب پوش ، زين دليري ها که من در کنج خلوت مي کنم
حافظم در مجلسي دردي کشم در محفلي
،
بنگر اين شوخي که چون با خلق صنعت مي کنم
تعبیر:
مراقب اطرافیان خود باش تا گمراه نشوی. در هر کاری که شروع می کنی با عقل و اندیشه عمل کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. دوستان خود را بشناس تا بتوانی به موقع از آنها استمداد جویی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 59
دارم اميد عاطفتي از جانب دوست ، کردم جنايتي و اميدم به عفو اوست دانم که بگذرد ز سر جرم من که او ، گر چه پريوش است وليکن فرشته خوست چندان گريستم که هر کس که برگذشت ، در اشک ما چو ديد روان گفت کاين چه جوست هيچ است آن دهان و نبينم از او نشان ، موي است آن ميان و ندانم که آن چه موست دارم عجب ز نقش خيالش که چون نرفت ، از ديده ام که دم به دمش کار شست و شوست بي گفت و گوي زلف تو دل را همي کشد ، با زلف دلکش تو که را روي گفت و گوست عمريست تا ز زلف تو بويي شنيده ام ، زان بوي در مشام دل من هنوز بوست
حافظ بد است حال پريشان تو ولي
،
بر بوي زلف يار پريشانيت نکوست
تعبیر:
از انجام کاری نادم و پشیمان هستی و امید به بخشایش داری. به صداقت و خلوص نیت خود امیدوار باش تا جبران مافات شود.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 235
زهي خجسته زماني که يار بازآيد ، به کام غمزدگان غمگسار بازآيد به پيش خيل خيالش کشيدم ابلق چشم ، بدان اميد که آن شهسوار بازآيد اگر نه در خم چوگان او رود سر من ، ز سر نگويم و سر خود چه کار بازآيد مقيم بر سر راهش نشسته ام چون گرد ، بدان هوس که بدين رهگذار بازآيد دلي که با سر زلفين او قراري داد ، گمان مبر که بدان دل قرار بازآيد چه جورها که کشيدند بلبلان از دي ، به بوي آن که دگر نوبهار بازآيد
ز نقش بند قضا هست اميد آن حافظ
،
که همچو سرو به دستم نگار بازآيد
تعبیر:
در انتظار به سر می بری. نا امید و ناراحت نباش زیرا به مقصود خود می رسی. بلا و مصیبت های رسیده را تحمل کن. در کوره ی حوادث، خود را آبدیده کن و تجربه اندوزی کن تا لذت بیشتری از پیروزی ببری.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 181
بعد از اين دست من و دامن آن سرو بلند ، که به بالاي چمان از بن و بيخم برکند حاجت مطرب و مي نيست تو برقع بگشا ، که به رقص آوردم آتش رويت چو سپند هيچ رويي نشود آينه حجله بخت ، مگر آن روي که مالند در آن سم سمند گفتم اسرار غمت هر چه بود گو مي باش ، صبر از اين بيش ندارم چه کنم تا کي و چند مکش آن آهوي مشکين مرا اي صياد ، شرم از آن چشم سيه دار و مبندش به کمند من خاکي که از اين در نتوانم برخاست ، از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند
باز مستان دل از آن گيسوي مشکين حافظ
،
زان که ديوانه همان به که بود اندر بند
تعبیر:
با تمام وجود به هدف خود پایبند باش و آن را رها نکن. به کمک خداوند امید داشته باش تا مأیوس و نا امید نشوی. صبر و تحمل داشته باش و استقامت کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 431
لبش مي بوسم و در مي کشم مي ، به آب زندگاني برده ام پي نه رازش مي توانم گفت با کس ، نه کس را مي توانم ديد با وي لبش مي بوسد و خون مي خورد جام ، رخش مي بيند و گل مي کند خوي بده جام مي و از جم مکن ياد ، که مي داند که جم کي بود و کي کي بزن در پرده چنگ اي ماه مطرب ، رگش بخراش تا بخروشم از وي گل از خلوت به باغ آورد مسند ، بساط زهد همچون غنچه کن طي چو چشمش مست را مخمور مگذار ، به ياد لعلش اي ساقي بده مي نجويد جان از آن قالب جدايي ، که باشد خون جامش در رگ و پي
زبانت درکش اي حافظ زماني
،
حديث بي زبانان بشنو از ني
تعبیر:
به آرزو و مراد خود خواهی رسید به شرط آنکه نا امید و مأیوس نباشی. از دوستی گله و شکایت داری. بهتر است که صبور باشی و با رفتار خود اعتماد او را جلب کنی. با دوستان مشفق درددل و مشورت کن و بار مشکلات را به تنهایی تحمل نکن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 356
گرم از دست برخيزد که با دلدار بنشينم ، ز جام وصل مي نوشم ز باغ عيش گل چينم شراب تلخ صوفي سوز بنيادم بخواهد برد ، لبم بر لب نه اي ساقي و بستان جان شيرينم مگر ديوانه خواهم شد در اين سودا که شب تا روز ، سخن با ماه مي گويم پري در خواب مي بينم لبت شکر به مستان داد و چشمت مي به ميخواران ، منم کز غايت حرمان نه با آنم نه با اينم چو هر خاکي که باد آورد فيضي برد از انعامت ، ز حال بنده ياد آور که خدمتگار ديرينم نه هر کو نقش نظمي زد کلامش دلپذير افتد ، تذرو طرفه من گيرم که چالاک است شاهينم اگر باور نمي داري رو از صورتگر چين پرس ، که ماني نسخه مي خواهد ز نوک کلک مشکينم وفاداري و حق گويي نه کار هر کسي باشد ، غلام آصف ثاني جلال الحق و الدينم
رموز مستي و رندي ز من بشنو نه از واعظ
،
که با جام و قدح هر دم نديم ماه و پروينم
تعبیر:
افکار و اندیشه های بلند و متعالی داری. با سعی و تلاش، مقصود شما حاصل می شود. اراده ی محکم و ایمان راسخ، بهترین یار و یاور تو است. سعی کن جاه طلبی را از آرزوها و اندیشه های خود دور کنی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 281
يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش ، مي سپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوي وفا گشت به صد مرحله دور ، دور باد آفت دور فلک از جان و تنش گر به سرمنزل سلمي رسي اي باد صبا ، چشم دارم که سلامي برساني ز منش به ادب نافه گشايي کن از آن زلف سياه ، جاي دل هاي عزيز است به هم برمزنش گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد ، محترم دار در آن طره عنبرشکنش در مقامي که به ياد لب او مي نوشند ، سفله آن مست که باشد خبر از خويشتنش عرض و مال از در ميخانه نشايد اندوخت ، هر که اين آب خورد رخت به دريا فکنش هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال ، سر ما و قدمش يا لب ما و دهنش
شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است
،
آفرين بر نفس دلکش و لطف سخنش
تعبیر:
شرم و کمرویی را کنار بگذار و احساس خود را با دوست در میان بگذار تا سوء تفاهم بر طرف شود. عشق و محبت را با سود و زیان مال و منال برابر ندان. عشق و محبت، پایدار و همیشگی است اما ثروت دنیا، ناپایدار است.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 91
اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت ، جانم بسوختي و به دل دوست دارمت تا دامن کفن نکشم زير پاي خاک ، باور مکن که دست ز دامن بدارمت محراب ابرويت بنما تا سحرگهي ، دست دعا برآرم و در گردن آرمت گر بايدم شدن سوي هاروت بابلي ، صد گونه جادويي بکنم تا بيارمت خواهم که پيش ميرمت اي بي وفا طبيب ، بيمار بازپرس که در انتظارمت صد جوي آب بسته ام از ديده بر کنار ، بر بوي تخم مهر که در دل بکارمت خونم بريخت و از غم عشقم خلاص داد ، منت پذير غمزه خنجر گذارمت مي گريم و مرادم از اين سيل اشکبار ، تخم محبت است که در دل بکارمت بارم ده از کرم سوي خود تا به سوز دل ، در پاي دم به دم گهر از ديده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندي نه وضع توست
،
في الجمله مي کني و فرو مي گذارمت
تعبیر:
از تلاش و کوشش دست بر ندار. به زودی به مقصود خود خواهی رسید. غم دوری عزیزی نگرانت کرده است. به زودی از او پیام و خبری که تو را خوشحال کند دریافت می کنی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 179
رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند ، چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر يار خاکسار شدم ، رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند چو پرده دار به شمشير مي زند همه را ، کسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند چه جاي شکر و شکايت ز نقش نيک و بد است ، چو بر صحيفه هستي رقم نخواهد ماند سرود مجلس جمشيد گفته اند اين بود ، که جام باده بياور که جم نخواهد ماند غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه ، که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند توانگرا دل درويش خود به دست آور ، که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند بدين رواق زبرجد نوشته اند به زر ، که جز نکويي اهل کرم نخواهد ماند
ز مهرباني جانان طمع مبر حافظ
،
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
تعبیر:
دوران اندوه تو به پایان و زمان شادکامی فرا می رسد. آن را غنیمت بدان و خدا را شکر کن و فریفته ی لحظات خوش زندگی نباش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 98
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح ، صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح سواد زلف سياه تو جاعل الظلمات ، بياض روي چو ماه تو فالق الاصباح ز چين زلف کمندت کسي نيافت خلاص ، از آن کمانچه ابرو و تير چشم نجاح ز ديده ام شده يک چشمه در کنار روان ، که آشنا نکند در ميان آن ملاح لب چو آب حيات تو هست قوت جان ، وجود خاکي ما را از اوست ذکر رواح بداد لعل لبت بوسه اي به صد زاري ، گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح دعاي جان تو ورد زبان مشتاقان ، هميشه تا که بود متصل مسا و صباح
صلاح و توبه و تقوي ز ما مجو حافظ
،
ز رند و عاشق و مجنون کسي نيافت صلاح
تعبیر:
در زندگی موفق خواهی شد. اگر تلاش و کوشش کنی غم و اندوه از وجودت رخت بر می بندد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 7 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 454
ز کوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي ، از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي چو گل گر خرده اي داري خدا را صرف عشرت کن ، که قارون را غلط ها داد سوداي زراندوزي ز جام گل دگر بلبل چنان مست مي لعل است ، که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزي به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشاني ، به گلزار آي کز بلبل غزل گفتن بياموزي چو امکان خلود اي دل در اين فيروزه ايوان نيست ، مجال عيش فرصت دان به فيروزي و بهروزي طريق کام بخشي چيست ترک کام خود کردن ، کلاه سروري آن است کز اين ترک بردوزي سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي ، که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي ندانم نوحه قمري به طرف جويباران چيست ، مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي مي اي دارم چو جان صافي و صوفي مي کند عيبش ، خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزي جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين اي شمع ، که حکم آسمان اين است اگر سازي و گر سوزي به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم ، بيا ساقي که جاهل را هنيتر مي رسد روزي مي اندر مجلس آصف به نوروز جلالي نوش ، که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزي نه حافظ مي کند تنها دعاي خواجه تورانشاه ، ز مدح آصفي خواهد جهان عيدي و نوروزي
جنابش پارسايان راست محراب دل و ديده
،
جبينش صبح خيزان راست روز فتح و فيروزي
تعبیر:
فکر دنیا و ظواهر و زیبایی آن را رها کن و خوش باش. غم و اندوه را دور بینداز و به آنچه داری قناعت کن. قناعت بزرگترین ثروت انسان است. اگر فعلاً دچار شکست و ناکامی شده ای ناراحت و ناامید نباش. روزگار فراز و نشیب بسیار دارد. پایان شب نا امیدی، صبح پیروزی است. فرصت ها را غنیمت بدان و از آن به نفع خود استفاده کن.